|
روح و روان مقالات روانشناسی
| ||
|
کار قانونگذاران است که قوانین زناشوئی را بازبینی کنند، کار جامعه شناسان است که ذهنیت های کهنه در روابط زن و مرد را مطالعه و بازسازی کنند. کار روانشناسان است که کنش و واکنش انسان بالغ و سلامت را در روابط زناشوئی شناسائی و اصول کارآمدی این شیوه را به انسان بیاموزند. عدم بلوغ عاطفی و نقش تجربی آن را بعنوان یک اصل متمم پیش گیری در مشکلات زناشوئی به جامعه آموزش دهند. تدریس روانشناسی پیش گیری، کار این آموزش ضروری را آسان می کند. هم چنین انتشار کتاب و مقاله، از شیوه های مؤثر در جلب توجه به اینگونه مسائل روابط انسانی است. در راستای همین مهم در سال گذشته دو کلاس آموزش روانشناسی برای همگان در «یو سی آی» تشکیل شد و این مقالات، خلاصه ای از آن کلاس هاست. در میانه ی ماه سپتامبر دور جدید کلاسهای روانشناسی برای عموم آغاز می شود و موضوع اولین کلاس «نقش دلبستگی های امن در روابط سالم زناشوئی است». در مقاله ی ماه قبل، از تفاوت بین «خویشتن واقعی» و «خویشتن کاذب» سخن گفتیم و سپس تفاوت های فردی و بخصوص تجربیات فردی انسان را بعنوان یک جیهزیه ی مهم عاطفی که در روابط بزرگسالی ما، بخصوص مسئله ازدواج و تشکیل خانواده مؤثر است، مطرح کردیم. در این شماره، به عامل بسیار مهم دیگری در روابط زناشوئی اشاره می کنیم که نیاز به توضیح و مقدمه ای تئوریک دارد و آن موضوع دلبستگی است. یکی از عوامل بسیار مهم در رشد به موقع و سلامتِ استقلال و تفرّد کودک و جدائی او از مادر، نوع دلبستگی کودک و مادر است. وقتی از نوع این دلبندی و دل سپردگی کودک و مادر حرف می زنیم باید با مراجعه به سابقه ی مطالعات مربوطه و ذکر چند نمونه، مبحث را برای خواننده راحت تر کنیم. اولین پژوهشگری که مسئله پیوند و دلبندی را بطور منظم و جدی طرح و دنبال کرد «بول بی»بود که نام اولین کتابش نیز همین عنوان را داشت. او روانکاو و روانپزشک انگلیسی بود که برای کشف قوانین رشد و تحول کودک انسان به مطالعه ی حیوانات روی آورد. (البته باین دلیل که آزمایش بر روی حیوانات مجاز است». او از طریق مطالعه روی میمون ها به قوانینی در مورد دلبندی و هم بستگی و فقدان و جدائی های موقت یا ابدی دست یافت و یافته های او تحولی در شیوه ی برخورد با کودکان در پرورشگاهها و بیمارستانهای مخصوص کودکان بوجود آورد. به یک نمونه از کار او و همکارانش برای روشن شدن مطلب اشاره می کنم. سه گروه بچه میمون را در سه قفس جداگانه قرار دادند و سه نوع مادر مصنوعی را انتخاب کردند و هر یک را در قفسی قرار دادند. مادر مصنوعی اول مجسمه ای پشم آلود و نرم و متحرک بود که دستهایش باز و بسته می شد و گرمی مطبوعی هم برای بدن نرم او در نظر گرفته شده بود. مجسمه ی دیگر یا مادر دوم از جنس فلز، سرد، لغزنده و لیز بود وهیچگونه انعطاف یا حرکتی نداشت. مجسمه ی سوم نیمی از مجسمه ی اول یعنی نرم و گرم و پشم آلو و نیمی از مجسمه دوم یعنی سرد و فلزی و سخت بود. هر گروه از بچه میمونها را با یکی از این سه مادر در سه قفس مختلف قرار دادند. بعد از مدتی رفتار میمونها را بطور منظم تماشا کردند. نتایج این مشاهده ی علمی، تکان دهنده بود. گروهی از میمونها که با مادر گرم و نرم و انعطاف پذیر و متحرک در یک قفس بودند، دارای این ویژگی های رفتاری شدند، با هم بازی می کردند، سرحال بودند. وقتی که مأمورِ غذا وارد می شد از سر و کولش بالا می رفتند و ترسی نشان نمی دادند و از اینکه کسانی آنها را از بیرون قفس تماشا می کردند هراسی نداشتند و بزبان ساده خیلی اجتماعی و سرزنده بودند و بخصوص وقتی میمونی مورد حمله ی دیگران قرار می گرفت چند لحظه ای به آغوش مادر مصنوعی می رفت و آرام می گرفت و دوباره به میان جمع بر می گشت. گروه دوم گروهی بود که مادر فلزی و سخت و سرد و غیر متحرک داشت، این دسته میمونها نوعی مردم گریزی، گوشه گیری، زودرنجی، قهر، انزوا و بیم و هراس از مأمور غذا و تماشاگران دیگر نشان می دادند. خود میمون ها نیز با هم بازی نمی کردند و اغلب رو به دیوار و نه رو به دیگران بودند. رفتارهای پرخاشگرانه ی ناگهانی نشان می دادند. خلاصه ی کلام، رفتاری ضد اجتماعی پیدا کرده بودند و موجوداتی اخمو و خمود می نمودند. آخرین دسته ی میمونها یعنی گروهی که مادری دوگانه، یعنی نیمی گرم و نرم و پشم آلو، و نیمی سخت و سرد و انعطاف ناپذیر داشتند نیز ویژگی های خاصی از خود نشان می دادند. این ویژگی ها عبارت بود از «مودی» بودن و تنوع رفتاری، گاهی سر حال و سر زنده و گاهی خیلی غمگین و افسرده بودند. خیلی پرخاشجو و کم حوصله بودند. به اندک چیزی به همدیگر حمله می کردند و رفتارشان قابل پیش بینی نبود. گاه به مادر مصنوعی پناه می بردند ولی فوری رها می کردند و ترکش می گفتند. خلاصه کلام رفتاری غیر قابل پیش بینی، حساس، زود رنج و «مودی» بودند. معمولاً معلوم نبود برای راحت کردن آنها چه باید کرد. با مأمور غذا گاه ترس و بی تفاوتی و گاه علاقمندی نشان می دادند. نوسانات هیجانی غیر قابل پیش بینی داشتند. نتیجه ی این آزمایش مقدمات یک تئوری در شیوه های دلبندی و دلسپردگی و پیوند گردید. به زبان ساده ادعا شد که سه نوع دلبندی را در رابطه ی کودک و مادر می توان بازشناسی کرد: نوع اول دلبندی و پیوند اَمن که وقتی اتفاق می افتد که مادر حضور عاطفی گرم، حمایت، حساسیت به نیازهای کودک حضور جسمانی در حد نیاز کودک و بخصوص قدرت احساس کردن نیازهای حسی کودک را دارد. کودک احساس می کند این موجود توانمند که در کنار اوست، آنقدر خوب او را می شناسد و می فهمد که او کاملاً اَمن، دوست داشتنی، عزیز، مورد توجه و مهم است که مادرش خودش را در اختیار او قرار داده است. ارتباط غیر کلامی کودک از جانب مادر درست فهمیده می شود و واکنش مناسب را مادر تولید می کند. خلاصه مادر و پدری که حضور عاطفی، درک قوی حسی دارند و فراهم ساز نیازهای طفل خود هستند و علامت و نشانه های کودکشان را خوب می شناسند، فرزندانی بزرگ می کنند که دلبندی، پیـــوند، هم بستــــگی و دلسپردگی اَمن دارند. این کودکان ویژگی های رفتاری میمونهای قفس را نشان می دهند که با مادر گرم و پشم آلود در بده بستان بودند. ولی اگر پدر و مادر حضور عاطفی نداشته باشند، به نیازهای کودک حساس نباشند، کودکان را در مراجعه به آنها طرد کنند و پس بزنند، غائب باشند، به کودک اهمیت ندهند، سبک و شیوه ی دلبندی و پیوند و دلسپردگی کودک به والدین از نوع بی تفاوتی و گریز است. این دسته از کودکان بجای تکرار تجربیات تؤام با محرومیت و احساس درد بی تفاوتی از جانب والدین، عطای رابطه را به لقاء اش می بخشند و خود را از رابطه بیرون می کشند. این واکنش را در میمون هایی که با مادر مصنوعی فلزی و سرد و بی تحرک بسر برده بودند نیز مشاهده کردیم، دسته سوم کودکانی هستند که تجربیاتشان با الدین حالتی دوگانه دارد. گاه گرم و حساس و حفاظتی و حاضر و گاه برعکس غائب و بی تفاوت یا خشن و بی حوصله و خود مدار و پرتوقع از کودک. این تجربیات دوگانه که حالتی است از گرمی و سردی، مهربانی و خشونت، حضور و غیبت، تجربه دلبندی و پیــــوند و دلبستگی را تولید می کند که دوجنبه ای نامیده می شود. در این نوع دلبندی الگوی ارتباطی، ثابت و امنیت بخش نیست و حالتی از دوگانگی و اضطراب در کودک و یامیمونها قفسی که مادر مصنوعی که نیم بدنش نرم و گرم و پشم آلو و نیمی دیگر سخت و سرذ بود دیده می شود. این بحث را با مطالعات خانم «آین زوُرت»دنبال می کنیم. [ شنبه 1390/05/15 ] [ ] [ دکتر ]
|
||
| [ سایت : درمان دات آی آر ] [ کلیه حقوق سایت محفوظ است ] | ||