تبليغاتX
روح و روان

بعضی‌ داستانها ی آموزنده اگر هم افسانه‌ای باشند، می‌‌توانند تاثیر عمیق در زندگی‌ بوجود آورند، چرا که این قبیل داستان‌ها با کمک  نیروی تصویری انسان در ذهن او می‌‌ماند.

چیزی که در ذهن مجسم شد به سختی می‌‌توان آن را از ذهن جدا کرد. بدین جهت خیلی‌ از فلاسفه و نویسندگان کوشش کرده اند تا پیام‌های خود را از طریق داستان  نویسی به دیگران منتقل سازند.

داستانها ی کلیل و دمنه، ملا نصرالدین سرشار از پند و اندرز‌ها یی است که تا حال از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

گابریل مارکز برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۸۲ داستانی‌ نوشته که میل دارم آن را به عنوان مقدمه این مقاله اختصاص به دهم.


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/09/26 ] [ ] [ دکتر ]

زوج جوانی که آنها را رُز و روبرت می نامم بدیدنم آمدند.  هر دو خوش لباس و خوش برخورد بودند.

رُز گفت:  مدتهاست که خیال داشتیم برای مشاوره پیش کسی برویم و بالاخره امروز موفق شدیم.  اگر بخواهید مشکل ما را بدانید من بطور خلاصه می توانم بگویم که 3 سال پیش ازدواج کردیم.  فکر می کنم هر دو یکدیگر را دوست داریم ولی من از زندگیم زیاد راضی و خوشحال نیستم.  

روبرت هم می داند بارها باو گفته ام.  شاید یکی از دلایل مهم آن روابط و زندگی خودمان باشد و دلیل دیگر خانواده است.  حالا بجایی رسیده ایم که نمی دانیم چگونه این مسائل را حل کنیم.

روبرت در تمام اینمدت سرش پائین بود و چشمانش را به زمین دوخته بود. 


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/09/26 ] [ ] [ دکتر ]

مقدمه:  در چند ماه گذشته، بخش های مختلفی از کتاب منطق الطیر عطار یا کنفرانس مرغان را با همه مرور کردیم و موازنه سازیهای بنده را بعنوان رواشناسی که تحصیل کرده ی غرب است و با معیار های حرفه ای به التیام بخشی دردهای روانی و عاطفی می پردازد.  اما فرصت و شانس این را داشته که با ذخائر فلسفی و عرفانی شرق نیز خرده آشنایی داشته باشد. مشاهده کردید.

 

از وادی طلب و عشق و معرفت عبور کردیم و سر آن داریم که در این بخش به وادی استغناء بپردازیم، اما یک نامه رسیده از سوی جوانی بسیار مشتاق و خوش ذوق مرا بر آن داشت که در این بخش به گونه ای مستقیم تر به برداشت روانکاوانه ی کتاب منطق الطیر بپردازم. 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ ] [ دکتر ]

ماه قبل اگر خوانندگان بخاطر داشته باشید درباره وادی نخست یعنی وادی طلب سخن گفتیم و ویژگیهای این وادی را بیان داشتیم و اشاره کردیم که در وادی طلب، دل استحاله می یابد و دگرگون می شود و زمینه برای ظهور وادی بعد که وادی عشق است فراهم می گردد.  

یکی از موازنه سازیهای بسیار جالبی که در چند سال  گذشته دل مشغولی نویسنده بوده است مسئله رشد و تحول «دل» که نه در عرفان شرق و نه در روانشناسی غرب به مفهوم ساده این عضو گوشتی که آنرا قلب می نامیم گفته نمی شود.

کما این که وقتی درزبان  انگلیسی می گویند ?Don't  you  have  heart  منظور شان این نیست که تو قلب نداری.  چون انسان بی قلب که وجود ندارد، بلکه منظور اینستکه  «مگر دل نداری؟»  و جالب است در ادبیات ما اکثر لغاتی که بیانگر حالات آدمی است یا پیش وند و یا پسوند دل دارد.  بعنوان مثال دل رحم، دل سوز، دلگیر، دلواپس، سنگ دل، دل شوره، دلداده، بیدل، دلبر، خوشدل و روشن دل.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ ] [ دکتر ]
درباره وبلاگ

در این سایت مقالات مفید در زمینه روانشناسی از اساتید بنام همچون خانم دکتر نهضت فرهودی برای استفاده شما قرار میگیرد
امکانات وب